بررسی قسمت آخر فصل 6 سریال GAME OF THRONES

بررسی قسمت آخر فصل 6 سریال GAME OF THRONES

***این مطلب حاوی اسپویلر میباشد، اگر هنوز قسمت دهم، فصل ششم این سریال را ندیده اید، از خواندن ادامه مطلب و کامنت ها خود داری کنید ***

افراط گرایی در هر نوع اش خطرناک است چه در خدمت هفت مقدس باشد یا ارباب نور، همانطور که Davos فهمید Melisandre, Stannis و Selyse با نام خدای قرمز چه بلایی سر Shireen آوردند. اگر قرار است مردم را برای اعتراف به گناهانشان شکنجه کنی، یا بچه ای بی گناه را برای امید بخشیدن به یک پیروزی به آتش بکشی به احتمال زیاد اعتماد و اعتقادتان را در جایی اشتباه قرار داده اید و همینطور باید دید که آیا Tyrion نیز همینکار را با باور کردن دنریس انجام داده است یا خیر. او نیت های خیر برای مردم اش دارد، میخواهد بردگی را از بیرن ببرد، زنان را برابر و همپای مردان قرار دهد، به آنها اجازه دهد که رهبرشان را خودشان انتخاب کنند اما او هنوز به ادامه سفرش به وستروس با نیت هایی به دور از خیرخواهی میپردازد و قرار است هر کس را که در راهش قرار میگیرد نابود کند. از طرفی دیگر در شمال Davos ملیساندرا را با جان رو در رو میکند و ماجرای سوزاندن شیرین را بیان میکند. او از جان میخواهد که ملیسندرا را به خاطر قتلی که  انجام داده است بکشد و در یک لحظه به نظر میرسد که جان واقعا میخواهد اینکار را انجام دهد، اما ظاهرا ارباب نور هنوز کارش با ملیسندرا تمام نشده است. به هر حال او میتواند در جنگ با Night King و White Walker ها کمک کند، هرچه باشد او با موهبت ارباب نور جان را به زندگی بازگردانده است. با این حال داوس به درستی میگوید که خدایی که از تو میخواهد یک دختر کوچک را بسوزانی باید شیطان باشد. با اینکه ارباب نور به نظر بر ضد White Walker ها است اما که گفته است که لزوماً خیر و یا نیکوکار باشد؟ معمولاً قدرت های باستانی که از انسان ها به عنوان سرباز برای مقاصدشان استفاده میکنند پیامد های خوبی برای همان انسان ها ندارد. جان در آخر بانوی قرمز را نمیکشد و او را به جنوب تبعید میکند. البته به احتمال زیاد ملیسندرا بعداً دوباره به سوی جان بازگردد.

HBos-Game-of-Thrones-Season-6-Episode-10-The-Winds-of-Winter-Ser-Davos-Credit-Helen-Sloan-670x446

در سرزمین پادشاهی بعد از اینکه محاکمه توسط نبرد کنسل شد ما حدس هایی در بررسی های قبلی این فصل سریال در مورد نقشه های دیگر در مورد Cersei زده بودیم. اما دیدن انجام آن ها شگفت انگیز و وحشتناک بود و نشان داد که سرسی تا کجا برای حفظ خود اش خواهد جنگید. پرندگان کوچک Qyburn استاد بزرگ Pycelle را به دام انداختند و او را محاصره کرده و به قتل رساندند. به نظر میرسد که پرندگان کوچک Qyburn کلاً از نژادی دیگر در مقایسه با پرندگان Varys هستند! در همین زمان Lancel هم یکی دیگر از آنها را دنبال میکند و همانطور که حدس زده بودیم به انباری از Wildfire در زیر زمین میرسد که همانند یک بمب ساعتی منتهی با استفاده از آب شدن شمع و رسیدن شعله آن به مواد منفجره آماده شده است. ایده جالب و باحالی بود اما خب خطر اینکه وسط راه شمع ها خاموش بشوند هم بود! شاید به همین دلیل 3 شمع دز آنجا قرار داشت. Lancel پس از اینکه توسط آن بچه یا پرنده کوچک! زخمی میشود به طرف شمع ها میرود تا آن را خاموش کند اما به موقع نمیرسد. از طرفی دیگر در معبد مارجری متوجه میشود که Cersei خیال آمدن به محاکمه اش ندارد و حتی پسر اش هم آنجا نیست و احتمالاً قضیه ای در کار است و سعی میکند همه را به ترک آن مکان تشویق کند اما High Sparrow که غرق در تکبر از قدرت تازه یافته اش است، اجازه نمیدهد، البته در لحظات آخر متوجه قضیه میشود اما دیگر دیر شده است و در صحنه ای با شکوه پودر میشود و این در مورد اطرافیان اش و همه کسانی که در آن مبعد بودند نیز صدق میکند. واقعاً جلوه های ویژه این صحنه جالب و تماشایی بود.

boom

سرسی که طعم پیروزی را چشیده است به زیر زمین می رود جایی که Septa Unella را به یک میز بسته است و از شکنجه او نیز لدت میبرد. مکالمه جالبی نیز بین این دو صورت میگرد که برای لحظاتی آدم را به فکر فرو میبرد. در آخر Mountain را به جان او میاندازد و می گوید که از این پس او خدای توست و شکر خدا دوربین از آن صحنه دور می شود و ما باقی قضایا را نمیبینیم. اما این پیروزی بدون ضرر برای Cersei نبود. در واقع او خود اش قسمت سوم و آخر پیشگویی را اجرا کرد. جادوگر به او گفته بود که او همه فرزندانش را از دست میدهد اما این خود سرسی بود که موجبات مرگ Tommen را برانگیخت. این پادشاه نوجوان که جنایت مادر اش و نابود شدن قسمت اعظمی از شهر اش را به همراه مرگ همسر اش دید، تاج اش را میاندازد و از پنجره به بیرون میپرد. دو فرزند دیگر سرسی توسط دشمنان کشته شده بودند اما Tommen را خود سرسی کشت.

636026197669676286-ep610-001-02034719-1-

بعداً او هنگامی که وارث تاج و تخت میشود Jamie را میبیند که برگشته است و به او نگاه میکند، در این لحظه است با دیدن این نگاه متوجه میشویم که عشق بین این دو مرده است. احتمالاً اینجاست که جیمی او را ترک میکند تبدیل به مرد خوبی میشود که همه منتظر آن هستیم. این حرف های پادشاه دیوانه Aerys بود که باعث شد او که محافظ شاه بود به Kingslayer یا شاه کش تبدیل شود. او میترسید که پادشاه دیوانه آن منابع Wildfire اش را به جان مردم بیاندازد و همه را به آتش بکشد. اما حالا چه کند که کابوس اش به حقیقت پیوسته و است و موجب آن کسی نیست  جز خواهر اش که عاشق اش بود.

البته مرگ این همه Tyrell کلی از پیچش های داستان را از بین برد. همانطور که نشان داده شده بود مارجری برای خود اش نقشه هایی برای High Sparrow داشت اما الآن همه آن ها از بین رفته است. به هر حال High Sparrow آدم بد یا به قولی Villain عالی ای بود اما تکبر اش باعث نابودی اش شد.

636025847394724332-GOT610-082815-HS-DSC-0221-1-

ما و خیلی از طرفداران بعد از بازگشت چند تن از شخصیت ها و زنده شدن بعضی فکر میکردیم که شاید Lady Stonehear که در کتاب وجود داشت اما در سریال حذف شده بود نیز برگردد و انتقام از Frey ها بگیرد. اما اشتباه میکریم و شخصی دیگر انتقام خواهد گرفت و آن را در بشقابی کلوچه (یا پای) سرو خواهد کرد. آریا به وستروس آمده است و وقت تلف نمیکند و شروع به خط زدن اسامی از لیست اش میکند و ما از این مورد خوشحال هستیم! او صورتی را میپوشد که ظاهرا از خانه سیاه و سفید دزدیده است (احتمالاً چند تای دیگر هم برداشته است)، به قلعه میرود و دو پسر Frey را میکشد، Black Walder (که کتلین استارک را کشته بود) و Lothar (که همسر حامله راب استارک را کشته بود) و آن ها را به خورد Walder Frey میدهد و بعد گلوی اش را میبرد.

اگر این به نظرتان آشنا میاید به این دلیل است که Bran یک داستان شبیه همین در فصل سوم درست بعد از Red Wedding گفته بود. بر طبق افسانه ای یک آشپز در شمال یکبار به یک پادشاه که او را اذیت کرده بود یک پای حاوی فرزندانش خورانده بود و موجب خشم خدایان شده بود. عصبانیت آن ها از قاتل بودن آشپز ، یا آدم خواری شاه نبود، بلکه به این خاطر بود که آشپز پسر را که یک مهمان محافظت شده در آن خانه بود کشته بود. همانند کتلین، راب و دیگر مهمانان Frey ها در عروسی خونین.

البته این آدم خواری از ماجرایی در رمان این سریال برگرفته شده است در شرایطی متفاوت در کتاب رقص با اژدهایان که ارباب شمالی به نام Wyman Manderly ظاهرا سه تن از پسران Frey ها را درون یک پای پخته است و آن ها را در مهمانی Frey ها و Bolton ها در Winterfell سرو کرده است.

اما در کل این ماجرا را خود مارتین از یک نمایشنامه انتقامی و وحشتناک با نام Titus Andronicus از شکسپیر گرفته است که در آن شخص اول داستان انتقام جنایت های وارده بر خانواده اش را با کشتن پسران ملکه دشمن Tamora و پختن آن ها در یک پای و خوراندن آن ها به ملکه قبل از کشتن او میگیرد.

به هر حال شمال یادش خواهد ماند، آریا یادش خواهد ماند. خدایان واقعی هم هر که باشند (چند چهره، هفت مقدس، ارباب نور یا…) هم یادشان خواهد ماند.

636025847278503587-GOT610-121515-HS-DSC4159

برگردیم به شمال. جان اسنو در تمام عمر اش به عنوان یک حرامزاده تعریف شده بود، سانسا او را دوست نداشت. هیچوقت بر سرمیز هنگامی که خانواده اش جشن یا عید داشتند جایی در میز اصلی نداشت. فامیلی اش Snow بود، اما الآن این حرامزاده یک پادشاه است. او این عنوان را با ایجاد رعب و وحشت همانند Cersi یا با جنگ همانند دنریس بدست نیاورده است بلکه از راه احترام کسب کرده است. او تمام عمر اش را در حسرت بدست آوردن حرمت سپری کرد و حالا او خود اش را در اتاقی میبیند که در آن مردان و زنان او را تشویق به رهبری اشان میکنند. دم خانم ارباب کوچولو Lyanna Mormont (که انگار با ماهیتابه به صورت اش کوبیده اند!) گرم که اولین صدا برای پادشاه خواندن جان بود. واقعاً این ارباب کوچک خود اش یک قهرمان واقعی و لایق رهبری است. جان الآن متحدانی در بین وحشی ها و شمالی ها دارد، او یک مشاور و شخصی همانند Hand of the King به نام داوس دارد، او در کنار سانسا صاحب خانواده است و یک انگیزه دارد. او بیشتر از همه میداند که جنگ واقعی کجاست. او ممکن است پادشاه شمال باشد اما پادشاه شب (Night King) در راه است.

game-of-thrones-season-6-episode-10-jon-snow

همچنین در این قسمت فهمیدیم پدر و مادر واقعی جان Lyanna Stark و Rhaegar Targaryen هستند. که این معنی را میدهد که جان پسر برادر دنریس است و در واقع ادعای قوی تری نسبت به دنریس خواهد داشت و همچنین او در واقع یک استارک نیست بلکه تارگرین است و دلیل اولیه شروع جنگ تولد اوست. با این حال سخن Lyanna Mormont در مورد اینکه خون Ned Stark در رگ های او جاری است کمی صحت دارد.

این در واقع به بخشی از تئوری هایی که ما در گذشته برایتان تعریف کرده بودیم حقیقت میبخشد و ثابت میکند که R+L=J. البته با همه این اوصاف چیزی که نمیدانیم این است آیا Rhaegar واقعا Lyanna را به همسری قبول کرده بود یا نه. اگر کرده باشد همانطور که گفتیم جان وارث واقعی تخت آهنین خواهد بود اما اگر ازدواج نکرده بودند جان حرامزاده تر از قبل خواهد بود!

جالب است که در همین حوالی هم در جایی دیگر از این قسمت کنار درختی اسرار آمیز! Littlefinger سانسا را گیر میاورد و به او میگوید که شمال او یعنی لرد بیلیش را به جای یک حرامزاده متولد شده در جنوب دنبال خواهد کرد که خب بعدا ضایع میشود. او خود اش را بر روی تخت پادشاهی تصور میکند که سانسا در کنار اش است. شاید تصور اش برای مردی کوچک با انگشتانی کوچک! مثل او زیادی بزرگ باشد. البته Littlefinger به توطئه ها و نیرنگ هایش ادامه خواهد داد و الآن جان بیشتر از پیش باید مراقب خود اش باشد. او به سانسا میگوید که ما آلان خیلی دشمن داریم و این درست است و شاید خطرناک ترین آن در چند قدمی خود اش قرار دارد!

در قسمتی کوچک ادامه داستان سم را داریم که به Citadel میرسد و نشان دادن آن خیلی توجیهی نداشت میتوانست در قسمت های قبلی یا فصل بعد باشد. با این حال دیدن پرواز کلاغ های سفید به بیرون از برج و بلاخره رسیدن زمستان جالب بود. بله بلاخره زمستان بعد از حدود 16 سال (با احتساب کتاب ها) رسیده است و خداحافظ ماجرا های Winter is Coming!

یک پیش بینی من برای فصل بعد این است که سم با استاد شدن و خواندن آن کتاب ها اطلاعات بیشتری راجع به Night King و Azor Ahai بدست میاورد.

فصل ششم Game of Thrones در بسیاری مواقع به نظر در حال جوابدهی بود به نقد های سختی که به این سریال در طول پخش اش مخصوصاً در فصل های 4 و 5 شده بود. مثلاً طریقه رفتارش با شخصیت های زن سریال و خشونت های وارده بر آنها و آن قضیه سانسا و رمزی کلی پارسال سر و صدا به پا کرده بود. اما در این فصل بیشتر سعی شده بود که شخصیت های زن به جلو رانده شوند و مواظب بودند که چطور این شخصیت ها نشان داده میشوند، ار انتقام سانسا بر رمزی و صحبت های یارا با دنریس گرفته تا رسیدن ارباب کوچک باحال به نام Lyanna Mormont. این ها دیگر قربانی، درمانده یا ابزار برای شوکه کردن بیننده نیستند.

از دنریس صبحت کردیم و میرسیم به بخش انتهایی این فصل، بلاخره دنریس میرین را رها میکند و با کلی کشتی و دوتراکی و سه اژدها به سوی وستروس میرود. همراه او تیریون به عنوان دست راست ملکه (Hand of the Qeen) و دیگر مشاوران مورد اعتمادش هستند. فقط Jorah Mormont و Daario Naharis نیستند. دنریس عشق اش یا حداقل معشوقه اش را “بدون اینکه چیزی حس کند” ترک کرد. امکان اینکه آدم از این شخصیت خوشش بیاید کمتر و کمتر میشود. معلوم نیست چرا تیریون این همه حرف از اعتقاد به چیزی نداشتن میزند اما دنریس را وقعاً باور دارد! بله او اژدها دارد و در کل کمتر از بسیاری فرمانروایان دیگر بد است، اما همانطور که قبلاً ذکر شد دارد با خود ویرانی و کلی مرگ به وستروس میاورد.

وضع برای دنریس از این نیز بهتر است، Varys با رفتن به وستروس و Dorne و بازگشت اش دو زن دیگر را که سوگوار و تشنه انتقام هستند با خود و دنریس متحد کرد و از قضا این دو ارتش نیز دارند! فقط معلوم نیست این Varys و Littlefinger چطور با سرعت نور از اینور دنیا به آنور دنیا سفر میکنند! اصلاً چه دلیلی داشت Varys دوباره به میرین بیاید و باز دوباره همان مسیر را بگردد! میتوانست با یک پرنده پیام را برساند و بگوید: “دوستان تشریف بیاورید ببینید چه کردم براتون!” سه دلیل میتواند وجود داشته باشد که اینکار را نکرده است: 1- او به تکنولوژی سفر با سرعت نور دست یافته است. 2- او سفر با کشتی را خیلی دوست دارد. 3- شاید میترسید کسی پرنده را بگیرد و نامه را بخواند. به نظر گزینه 3 منطقی میاید اما به هر حال هیچ چیز لذت وزش باد در میان موها هنگام سفر با کشتی را ندارد. اوه هیچی هیچی!

سکانس آخر هم با نشان داد پرواز اژدهایان زیبا بود و همینطور تعجب آور. فکر نمیکردیم HBO بعد از قسمت قبل بخواهد خرجی برای جلوه های ویژه در قسمت آخر بکند!

476290-game-of-thrones-season-6-episode-10-dragons2

از موسیقی زیبایی که از ابتدا تا انتهای قسمت به زیبایی نواخته شد هم باید یاد کنیم. این سریال بهترین موسیقی های تاریخ تلویزیون را دارد و این قسمت سطح کار را حتی از این هم بالاتر برد. موسیقی به زیبایی بر سکانس های این قسمت مینشست.

در آخر باید بگویم که به نظر من بهترین سکانس این قسمت خودکشی Tommen بود نه به این علت که از مرگ اش خوشحال شدم، در واقع حتی ناراحت هم شدم. او سومین پادشاهی بود که در این سریال کشته شد. بعد از آن Joffrey وحشتناک، داشتن یک پادشاه مهربان در سرزمین پادشاهی خوب و لذت بخش بود اما بیچاره سست اراده بود. او با گرفتن طرف High Sparrow و همراهانش در مقابل مادر اش، کلی دشمن در بین هواداران برای خود اش تراشیده بود. البته نیت اش خیر بود، High Sparrow و همراهان معتقد اش قدرت بسیاری گرفته بودند که باید با آنها سازگار میشدند یا اینکه همه آنها را نابود کنند که البته Cersei مسلماً راه دوم را انتخاب کرد.

اما نکته ای که این صحنه را قشنگتر میکرد سورپرایز بودن آن بود. ما شاید حدس میزدیم Tommen بمیرد اما نمیداستیم چطور؟ ممکن است درست از آب درامدن تئوری هایی که در مورد جان زده شده بود، یا بعضی پیش بینی هایمان همانند استفاده از Wildfire توسط سرسی، یا کشته شدن Walder Frey توسط آریا راضی کننده باشند اما شاید لذتی دیگر را از ما ربوده باشند. البته این تقصیر مارتین یا مدیران سریال David Benioff و Dan Weiss نیست. باید خاطر نشان کرد که مارتین نوشتن این حماسه را قبل از پیدایش چرخه اخبار و پیدایش فرهنگ اسپویلر آغاز کرد، زمانی که هر پیچش داستانی قبل از رسیدن به جواب در شبکه های اجتماعی و … کالبد شکافی میشود. شاید اگر مارتین قضیه Tower of Joy را تا نصفه در کتاب مطرح نمیکرد وضع از این بهتر میبود، شاید بهترین کاری که مدیران سریال میتوانستند انجام دهند و انجام دادند این بود که تا فصل ششم صحبتی از آن نکنند اما با نشان دادن قسمت اول این ماجرا در اوایل فصل تقریبا مهر تایید بر صحت بعضی تئوری ها خورد. Game of Thrones هنوز قدرت اینکه ما را شوکه کند دارد برای مثال قسمت The Door و ماجرای هودور گواهی واضح بر این قضیه است و واقعاً خودتان لذت و احساساتی که در آخر آن قسمت داشتید را با این قسمت مقایسه کنید متوجه خواهید شد. همانطور که گفتم Game of Thrones هنوز میتواند بیننده را شوکه کند اما بعضی وقت ها ما انقدر مشغول این هستیم که خودمان را از نویسنده یا دیگران زرنگ تر نشان دهیم که لذت همسواری با نویسنده را از دست میدهیم و منتقدین هم به اندازه بقیه در این گناه سهیم هستند. این هم تیر خلاصی بود بر خودمان! با این حال خودم به شخصه تصمیم گرفتم برای مبارزه با این مورد به محض اینکه کتاب جدید منتشر شد، آن را تهیه کنم و بخوانم و به شما هم همین پیشنهاد را میدهم.

بحث را با این جمله به پایان میرسانیم: “The Starks send their regards”

6-jaw-dropping-moments-from-game-of-thrones-season-6-episode-10-a-girl-is-arya-stark-1035902

پی نوشت: برای نوشتن این مطالب از دیدگاه خودم، منتقدین و همچنین نظرات شما استفاده شده است. امیدوارم از خواندن آن لذت برده باشید. همانند همیشه منتظر نظرات شما در قسمت کامنت ها هستیم مخصوصاً اینکه این آخرین قسمت از نقد و بررسی این فصل از سریال پر طرفدار Game of Thrones بود.

پست های مرتبط

بررسی قسمت نهم فصل 6 سریال GAME OF THRONES

بررسی قسمت نهم فصل 6 سریال GAME OF THRONES

***این مطلب حاوی اسپویلر میباشد، اگر هنوز قسمت نهم، فصل ششم این سریال را ندیده اید، از خواندن ادامه مطلب و کامنت ها خود داری کنید *** خب فکر کنم تمام کسانی که از دو قسمت قبلی این فصل ناراضی بودند با دیدن این قسمت راضی شده باشند! همانطور که پیش بینی کرده بودیم قستمی بزرگ، پر خرج و با شکوه بود...

بررسی قسمت هشتم فصل 6 سریال GAME OF THRONES

بررسی قسمت هشتم فصل 6 سریال GAME OF THRONES

***این مطلب حاوی اسپویلر میباشد، اگر هنوز قسمت هشتم، فصل ششم این سریال را ندیده اید، از خواندن ادامه مطلب و کامنت ها خود داری کنید *** قسمت یکشنبه شب Game of Thrones هیجان انگیز بود، شاید بیشتر به خاطر آنچیزی که نبود نه آن چیزی که بود! البته همه قسمت ها نباید هیجان انگیز و پر خرج باشند به خصوص...

بررسی قسمت هفتم فصل 6 سریال GAME OF THRONES

بررسی قسمت هفتم فصل 6 سریال GAME OF THRONES

***این مطلب حاوی اسپویلر میباشد، اگر هنوز قسمت هفتم، فصل ششم این سریال را ندیده اید، از خواندن ادامه مطلب و کامنت ها خود داری کنید ***   سریال Game of Thrones معمولا شروع ناگهانی ندارد اما این فصل گویی تغییرات زیادی با بقیه ی فصل ها در روند سریال دارد. این بار دوباره یک شروع نا به...

54 Comments

  1. محسن June 28, 2016

    مثل همیشه نقد عالی بود و پیش بینی ها درست !
    تو قسمتهایی که از کتاب توضیحان میزاشتید و داستانها و اساطیر دیگه ای رو معرفی میکردید خیلی خوب بود به این کار ادامه بدید

  2. Mamad Nowrouzi
    Mamad Nowrouzi June 28, 2016

    وقتی فرزندمشروعی نباشه دیگه حرومزاده وارث میشه

  3. Mahbobe Pd
    Mahbobe Pd June 28, 2016

    اصلا نمیدونم از اولا از سرسی بدم می اومد ولی کلا داره از جنمش خوشم میاد دمش گرم گنجشک اعظمو پودر کرد.. جان اسنو که پسر رابرت شد اصن یه وضعی.. فقط نمیدونم چرا دیگه با کارکتر دنریس حال نمیکنم بیخود شده انگار یکم نقشش.. کلا قسمت نه جالب تر بود قسمت ده فقط نقش توی کف قرار دادن بیننده ها تا ده ماه دیگه رو داشت.

    • Amin EM
      Amin EM June 28, 2016

      pesare robert???!!!

    • Mahbobe Pd
      Mahbobe Pd June 28, 2016

      لیانا در گوش ند گفت به رابرت نگو.. بگو بچه خودته.. نمیدونم من برداشتم این بوده لابد 😀

    • Mamad Nowrouzi
      Mamad Nowrouzi June 28, 2016

      نه بچه رابرت نیست ..بچه ریگارمیشه

    • Mamad Nowrouzi
      Mamad Nowrouzi June 28, 2016

      اگررابرت بفهمه ریگار بچه ای داره میکشش چون رقیبش میشه واسه تاج وتخت

    • Mahbobe Pd
      Mahbobe Pd June 28, 2016

      شاید اینم میشه ریگار تاگارین ولی امکانش کمه

    • Amin EM
      Amin EM June 29, 2016

      خواهر اون بچه، بچه ی ریگار و لیاناست اما اینکه اون دوتا باهم ازدواج کردن معلوم نیست. اسم رابرت برده شد چون اگه میدونست بچه رو میکشت بخاطر تاج و تخت

    • Bahman Taheri
      Bahman Taheri June 29, 2016

      جان فرزنده ریگاره نه رابرت
      ریگار پسر پادشاه دیوانه(Aerys ) و برادر دنریس(مادر اژدهاها)
      واسه همین بود که دوتا نگهبان از برج مراقبت میکردن . توی جنگ یاران ند استارک و دو شوالیه گفته میشه که پرنس ریگار ما رو مراقب برج گذاشته

    • Mahbobe Pd
      Mahbobe Pd June 29, 2016

      پس دنریس و جان عمه و برادر زاده هستن امیدوارم دیگه شاهد ازدواج از نوع محارم نباشیم 😀

    • Bahman Taheri
      Bahman Taheri June 29, 2016

      Mahbobe Pd نه دیگه فکرنکنم

  4. Shahrzad Rezaei
    Shahrzad Rezaei June 28, 2016

    واقعا قشنگ نوشتي ادمين دستت درد نكنه و خسته نباشي

  5. Shahrzad Rezaei
    Shahrzad Rezaei June 28, 2016

    در كل اين قسمت به نظر من كلا زنينه چي فصل بعد بود. همه رو نشون داد و براي هر كدوم يه نيمچه سرانجامي معلوم كرد كه به كجا رسيدن. فصل بعد پر از جنگ خواهد بود.
    دوباره يكسال تحمل عذاب اور داريم 😊

  6. Mohammad Reza Jahantigh
    Mohammad Reza Jahantigh June 28, 2016

    الان حرامزاده های تارگارین رو چی میگن؟؟؟؟

  7. Hadi Roosta
    Hadi Roosta June 28, 2016

    البته اون داستان خوراندن گوشت فرزندان به پدر یک ریشه ایرانی هم داره یعنی داستان آستیاگ و وزیرش که قرار بود کوروش روبکشه ولی اینکارو نکرد البته خودقضیه عروسی سرخ هم ریشه ایرانی میتونه داشته باشه واقعه ای که توی اون هوخشتره سران سکاها رو به جشن دعوت کرد وهمشون رو کشت

    • Shahrzad Rezaei
      Shahrzad Rezaei June 28, 2016

      به نظر داستان جالبي مياد از كجا ميتونم بخونم اين داستان رو؟

    • NED June 28, 2016

      چه جالب نمیدونستم. مرسی

    • Hadi Roosta
      Hadi Roosta June 28, 2016

      راستشو بخوای من خودم توی یک کتاب درمورد تاریخ ایران خوندم مال خیلی وقته پیشه شاید کتاب سرزمین جاوید بود نمی دونم

    • Mamad Nowrouzi
      Mamad Nowrouzi June 28, 2016

      هووخشتره چون میدونست درجنگ حریف آشوری ها نمیشه باهاشون صلح میکنه ودعوتشون میکنه وترتیبشون میده ولی فراموش نشه که ازروی ناچاری اینکارو کردوگرنه بایدباج میداد ازدهن مردم بدبختش..که اینو نمیشه با کار والدرفری مقایسش کرد

    • Mamad Nowrouzi
      Mamad Nowrouzi June 28, 2016

      فکرمیکنم تاریخ نویسش هرودوت باشه

    • Hadi Roosta
      Hadi Roosta June 29, 2016

      البته سکاها روکشت آشوریارو رو توجنگ کشت

    • Mamad Nowrouzi
      Mamad Nowrouzi June 29, 2016

      تجدیدنظرکن هادی جان اونموقع خبری ازسکاها نبود ..سکاها همونایی ان که باعث مرگ کوروش بزرگ شدن توی آسیای میانه زندگی میکردن

    • Hadi Roosta
      Hadi Roosta June 29, 2016

      نه رفیق اونایک تیره دیگه از سکاها بنام ماساگتها بودن هوخشتره داشت آشوریا رو شکست می داد که با توطئه آشوریا سکاها به کشورش حمله کردن و۲۸ سال ایرانو اشغال کردن درآخرش هوخشتره بعد از کشتار رهبران قبایل به تک تک قبایل جداگانه حمله کرد

    • Bahman Taheri
      Bahman Taheri June 29, 2016

      من جایی خوندم که نویسنده اعلام کرده در فصل شش بعضی داستان ها از اساطیر ایرانی الهام گرفته شده صحتش رو نمیدونم

  8. Hadi Roosta
    Hadi Roosta June 28, 2016

    موضوع دیگه ای که پیش میاد قضیه میرا رید هست که قرار بود خواهر دوقلوی جان باشه ولی نبود که عجیبه چون اونوقت قضیه کشتن یک وایت واکر بدست میرا توجیه پذیرنیست وشایداون بچه جان اسنو نباشه واین که بعداز نشون بچه صورت جانو نشون دادن یک کاربرایرگمراه کردن ماست

    • Bahman Taheri
      Bahman Taheri June 29, 2016

      مشخصا اون بچه جان وگرنه ماجرای فرزند حرامزاده ند استارک هیچ توجیه دیگه ای نخواهد داشت

  9. Hadi Roosta
    Hadi Roosta June 28, 2016

    درمورد پیشگویی مرگ بچه های سرسی بایدبه یک نکته اشاره کنم پیشگو گفته بود که۴تا بچه بدنیا میاری و۳ تاشون میمیرن که سرسی قبل ازاین ۳تا یک پسرداشت که فرزند واقعی رابرت بارتیون بود ومرده بود پس با این حساب ۴ فرزندش مردن

  10. پویان June 28, 2016

    سردبیر محترم .. منتقد سایت 7 فاز خیلی تاکید دارن که تهیه کننده های سریال دارن از قضیه برج عیش سواستفاده میکنن و در واقع جان زاده برج عیش نیست بلکه دنریس هستش .و جان فرزند برندون استارک و آشارا دینه …نظر شما چیه؟ کاش میشد یه مطلب مفصل در این مورد میذاشتید .

    • NED June 28, 2016

      اگر اینطور باشه با توجه به اینکه صورت جان رو بعد او نوزاد نشون داد این توهین به شعور بیننده هاست و فکر نکنم قصد بازی با بیننده رو داشته باشند. اما هیچ چیز معلوم نیست چون مارتین سابقه داشته که یکبار یک تیکه از داستان رو به خاطر اینکه مردم حدس زده بودن کلا عوض کرده بود! اما بعید میدونم. جان از کاراکتر های اصلی داستان هست.

    • انسیه June 29, 2016

      دنریس موقع جنگ در شکم مادرش بوده و مادرش به دراگون استون فرار کرده بود و دنریس اونجا به دنیا اومده در شبی که به شدت طوفانی بوده به خاطر همین بهش میگن دنریس استورم بورن یا دنریس زاده ظوفان در حالی که موقع به دنیا اومدن فرزند لیانا طوفانی در کار نبود. سر نیزه هایی که دست فرزندان جنگل بود شیشه اژدها بسته شده بود.سم هم دقیقا به شیشه اژدها یه آدر و کشت پس نمیشه نتیجه گرفت برای کشتن یه آدر باید تارگارین بود.شاید اون فرزند جنگل که به آدر ضربه زد ولی نتونست بکشدش جای درستی ضربه نزده.

    • انسیه June 29, 2016

      ضمنا میرا فامیلش رید هست یعنی هم فامیلی پدرش و پدرش لردی بوده واسه خودش پس حرامزاده نیست و باباش نمیتونسته قضیه رو مخفی کنه و مثلا با همسرش دست به یکی کنن و میرا رو به عنوان فرزند خودشون به همه معرفی کنن چون محل زندگیشون جزو دورترین نقاط به محل جنگ با ریگار و رابرته و محل برج لذته و مسلما چند ماه طول میکشه تا هولند رید برسه از محل جنگ برسه به محل زندگی خودش

    • انسیه June 29, 2016

      پس نمیشده که وقتی همه دیدن که خانومش بادار نیست یهو یه بچه چند ماه رو ببرن پیش بقیه بگن بجه خودمونه،با وجود همه این دلایل بازم ممکنه فرضیه که گفتید صحیح باشه در این صورت باید یه فکری به حال والدین واقعی سم بکنیم!مشخصا هیچ شباهتی به رندل تارلی در اخلاق و تفکر و … نداره و رندل تارلی کاملا ازش متنفره و زن رندل هم انقد مهربون هست که یه بچه حرامزاده رو عین بچه خودش دوست باشه و رندل هم زنشو دوست داره هم واسش احترام قائله پس ممکنه به خاطر زنش یه نوزاد حرامزاده رو قبول کرده باشه و سعس در تربیتش داشته باشه تا وقتی که از نا امید بشه و ترجیح بده رو پسر واقعی خودش سرمایه گذاری کنه همونطور که سم یه با گفت با به دنیا اومدن برادم پدرم با من نامهربون شد پس شاید سم بچه لینا و رگار باشه که به رندل تارلی و همسر مهربونش سپرده شده و جان واقا پسر آشارا دین و برندون استارک و یا ند استارک و آشارا دین باشه،چون ریگار در بچه گی علاقه ای به جنگ و یادگیری مبارزه نداشته و عاشق کتاب بوده و یهو متحول میشه و میره سراغ یادگیری فنون نظامی و این شباهت بی نظیری بین بچه گی ریگار و سم به نظر میاد،

    • انسیه June 29, 2016

      فکرشو بکنین بین این هم قهرمان و لرد و ملکه و…سم بیاد بشه قهرمان اصلی که البته وقتی به یه شخصیت مثلا جان دنریس لیتل فینگر و ….انقد پر و بال میدن و مرتب کاری میکنن که تو ذهن مخاطب این باشه که اینا کاندیدهای قهرمان و پادشاه و …بودن هستن بعید نیست یهو این وسط غیره منتطره ترین و نادیده گرفته شده ترین آدم بیاد قهرمان بشه!به هر حال مارتین واقعا آدم باهوشیه و هیجی ازش بعید نیست!!!!

    • پویان June 29, 2016

      سردبیر محترم ..منظورم اینه که منتقد 7 فاز میگه که در کتاب نغمه یخ وآتش دنریس زاده برج عیشه ..اما در سریال بازی تاج و تخت ، جان زاده برج عیش معرفی میشه .

    • انسیه July 2, 2016

      من کتاباشو خوندم تو کتاب نوشته شده دنریس تو شکم مادرش بوده وقتی مادرشو فراری دادن و کاملا تاکید شده که تو دراگون استون و تو یه شب بسیار طوفانی به دنیا اومده

  11. پویان June 28, 2016

    سلام ممنون از نقدتون …یه سریال خوب که الان د رحال پخشه میتونید به من مغرفی کنید ؟ بدون got افسردگی میگیرم

    • no body June 30, 2016

      fear the walking dead.grimm.walking dead.marco pollo.
      اورجینالم قشنگ تر از وبپایره.والا ما دیگه اینقدر تو این سریال مردنو زنده شدن دیگه به مرگ اعتقادی نداریم…

  12. Moein Mohammadi
    Moein Mohammadi June 28, 2016

    این زن ها فتنه کردن مردها بدبخت انداختن جون هم همه به کشتن دادن حالا همه زن ها شدن همه کاره

  13. no body June 28, 2016

    آقا دیگه همه چیو گفتی دمت گرم.ولی قیافه آریا موقع کشتن فری خیلی باحال بود!:) یاد اون یارو ماسکیه تو فیلم اره افتادم:D.
    حالا مارو تا سال بعد گذاشتن تو نسخی:|

  14. رضا June 28, 2016

    سلام ببخیشید ولی فک کنم پدر جان مارتین بود ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    چون خواهر ند استارک گفت که مارتین نفهمه

  15. The King in the North June 28, 2016

    سایتتون محتوای خوبی داره اما سر و شکل ظاهریش اصلا جذاب و دلنشین نیست و جا داره یه تجدید نظر اساسی تو طراحیش بکنین.

  16. سعید June 28, 2016

    ممنون از مطالب زیباتون. من که از خوندن مطالبتون لذت میبرم

  17. Na Hid R M
    Na Hid R M June 28, 2016

    mahsharrrrrrr bod, man ke 2 bar didam ta tamom shod dobareh az aval didam :v

  18. جان استارک June 28, 2016

    ببخشید یه سوال داشتم ممنون میشم اگه جوابمو بدین آیا ریگار میتونسته دوبار ازدواج کنه چون طبق قوانین هفت نمیشه یعنی جان در هر صورتی حرامزاده است یا نه؟
    نقداتون عالی هستن بسیار ممنونم و اگه میشه در طول تابستان هم مقاله هایی در مورد گات بزارین

    • NED June 28, 2016

      واقعیت اش من کتاب ها رو نخوندم و از این قانون هفت که میفرمایید دقیق اطلاع ندارم. حتی نمیدونم که ریگار قبلاً ازدواج کرده بوده یا نه. با این حال احتمالا اونایی که کتاب ها رو خوندند فکر اینحا هاشو هم کردند.

  19. ممد June 28, 2016

    انتظار مرگ جالبتری از گنجشک اعظم داشتم! خدا رو شکر جاستین بیبر بی بخار هم مرد :)
    تارگریان، دورن، تایرل، دوتراکی، گریجوی همشون با هم علیه لنیستر متحد شدن خدا رحم کنه 😐 جالبتر اینه که فرمانروای همشون هم زنه!!

  20. Amir Nouri
    Amir Nouri June 28, 2016

    kheily khuoooob bid in ghesmat ali bod makhsosan ahangesh

Comments are closed.